تبلیغات
نماز و احکام دین

نماز و احکام دین
.:نماز و احکام دین| موضوعات دینی و اسلامی:.
نظر سنجی
مطالب وبلاگ را در چه سطحی ارزیابی می کنید؟؟؟؟






ابر برچسب ها



54127.jpg

Email website :salat92.site@Gmail.com

تابع قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران

.:نماز و احکام دین l موضوعات دینی و احکام اسلامی:.



[ چهارشنبه 10 دی 1393 ] [ 07:55 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]

غسلهای مستحب کدامند؟


احکام غسل

وقت غسل جمعه،  از اذان صبح تا ظهر جمعه است

 

غسل های واجب هفت تاست: 1) غسل جنابت 2) غسل حیض 3)

غسل نفاس 4) غسل استحاضه 5) غسل مس میت 6) غسل میت 7)

 غسلی كه به واسطه ی نذر و قسم و مانند اینها بر انسان واجب می شود.


سوال: آیا اگر کسی قبل از وقت نماز، غسل جنابت را به نیت غسل واجب انجام دهد، صحیح است؟


شرح پرسش: گفته می شود، انجام غسل جنابت قبل از وقت نماز، 

مستحب است. حال اگر کسی قبل از وقت نماز، غسل جنابت را به نیت 

غسل واجب انجام دهد، تکلیف چیست؟ آیا می تواند بدون وضو نماز بخواند؟

 اگر حکم را نمی دانسته چطور؟ آیا باید دوباره غسل کرد؟ آیا نمازی که خوانده صحیح است؟


در فرض سؤال، بر اساس نظر بیشتر فقها غسلها صحیح و نمازهایی که بدون

 وضو خوانده شده نیز صحیح است، ولی برخی از مراجع (آیة الله نوری همدانی

 و مکارم شیرازی دام ظلهما) در صورتی این غسل و نماز را صحیح شمرده اند

 که به نیت استحباب یا مطلق تحصیل طهارت و انجام وظیفه واقعی باشد. البته 

اگر به نیت وجوب هم بوده، ولی فرد، نماز قضا بر عهده داشته باشد، 

از بابت وجوب این نماز قضا، می توان آن غسل را صحیح دانست.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:


حضرت آیة الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):
در فرض سؤال اشکالی ندارد و غسل صحیح است و غسل مذکور نیز کفایت از وضو می کند.

 

حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
اشکال ندارد.


حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
نمازهای قبلی صحیح می باشد ولی از این به بعد رعایت نماید و قبل از

 وقت نماز به نیت مستحب به جا آورد. تمام غسلهای واجب و همچنین 

غسلهای مستحبی که با دلیل معتبر ثابت شده (مثل غسل جمعه، 

غسل احرام، غسل شبهای قدر و مانند آن) کفایت از وضو می کند. ضمن اینکه وضو بعد از غسل جنابت بدعت و حرام است.


حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی (مد ظله العالی):
چنانچه به نیت مطلق تحصیل طهارت و یا مطلق ازاله حدث باشد مانعی ندارد، در

 غیر این صورت اگر قبل از دخول در وقت به قصد وجوب، غسل یا وضو بگیرد اشکال دارد.


حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
در فرض سؤال اگر منظور واقعی او امتثال امر و آنچه در این حال مطلوب است

 بوده و قصد وجوب از باب خطا در تطبیق بوده غسل صحیح است و اگر قصد وجوب

 به عنوان تقیید بوده یعنی بالخصوص مورد توجه و عنایت او بوده در این صورت نیز 

چنانچه نماز قضای یقینی بر ذمه داشته غسل و نماز هر دو صحیح است و اگر علم

 به عدم قضا یقینی در ذمه داشته و با این حال قصد خصوص وجوب کرده غسل و نماز

 را باید اعاده کند و در جمیع حالات مذکوره احوط و اولی اعاده غسل و نماز است.


سوال: آیا غیر از غسل های واجبی كه بر ذمه ی مكلفین است، غسل دیگری هم داریم؟

جواب: بلی غسل های مستحب در شرع اسلام بسیار است و از آن جمله می توان غسل های زیر را برشمرد:


1. غسل جمعه، و وقت آن از اذان صبح است تا ظهر.
2. غسل روز عید فطر و عید قربان، و وقت آن از اذان صبح است تا غروب.
3. غسل شب اول ماه رمضان و تمام شب های فرد آن، و وقت آن تمام شب است.

4. غسل شب عید فطر، و وقت آن از اول مغرب است تا اذان صبح.
5. غسل روز اول و پانزدهم و بیست و هفتم و آخر ماه رجب.
6. غسل روز هشتم و نهم ذی الحجه.
7. غسل روز بیست و چهارم ذی الحجه.
8. غسل روز عید غدیر.
9. غسل دادن بچه ای كه تازه به دنیا آمده.
10. غسل روز عید نوروز و پانزدهم شعبان و نهم و هفدهم ربیع الاول و روز بیست و پنجم ذی القعده.
11. غسل كسی كه در حال مستی خوابیده.
12. غسل زنی كه برای غیر شوهرش بوی خوش استعمال كرده است.
13. غسل كسی كه در موقع گرفتن خورشید و ماه نماز آیات را عمداً نخوانده،

 در صورتی كه تمام ماه و خورشید گرفته باشد.
14. غسل كسی كه جایی از بدنش را به بدن میتی كه غسل داده اند رسانده.
15. غسل كسی كه برای تماشای دار آویخته رفته و او را دیده باشد. و...
 (توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1، م644)

سوال: آیا چند غسل مستحب را می شود با هم انجام داد؟
جواب: به نیت همه ی اغسال، یك غسل به جا آورد كافی است. (استفتائات امام خمینی(ره)، ج1، س154)

سوال: بعد از غسلی كه انجام داده ام و لباس هایم را پوشیده ام متوجه لكه خونی در اثر 

خراشی بر روی دست خود شده ام، مقدار خون كم است وظیفه چیست؟
جواب: اگر خون قبل از غسل بوده و هنوز باقی مانده است، به جهت نجس بودن

 محل، غسل او صحیح نیست و اگر بعد از تمام شدن غسل خون آمده است 

غسل صحیح است لكن هر كجای دست و یا لباس كه با رطوبت مسریه به محل

 خون رسیده است نجس می باشد و باید آن را آب كشید. (استفتائات امام خمینی(ره)، ج1, ص60, س129)

سوال: اگر كسی به حمام رود و مفصلاً خود را شستشو نماید آیا لازم است غسل هم بكند؟
 جواب: شستشوی بدن بدون انجام غسل به ترتیب خاص كفایت از غسل نمی كند.

 (استفتائات جدید امام خمینی(ره)، ج1، س112 با تغییر عبارت)

سوال: غسل های واجب را بیان كنید؟
 جواب: غسل های واجب هفت تاست: 1) غسل جنابت 2) غسل حیض 3)

غسل نفاس 4) غسل استحاضه 5) غسل مس میت 6) غسل میت 7) غسلی كه به واسطه ی

نذر و قسم و مانند اینها بر انسان واجب می شود. (توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1، ص221).

منابع:
سایت اسلام کوئیست
سایت اندیشه قم
استفتائات امام خمینی (ره) ج 1
توضیح المسائل دوازده مرجع، ج1
 تبیان

salat92.ir




[ چهارشنبه 20 آبان 1394 ] [ 05:34 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]

آیا در قرآن نام و یادی از امام حسین(ع) شده است؟



امام حسین,نام امام حسین در قرآن

در بسیاری از كتب تفسیر و حدیث و تاریخ، امام حسین(ع) از جمله مصادیق بارز

آیة تطهیر،[1] مباهله،[2] مودت[3]، اطعام[4]و كلمات[5] و آیات پایانی سورة فجر 

دانسته شده، و روایات معتبری در این باره نقل كرده‎اند. دربارة آیات پایانی سورة فجر 

 روایاتی نقل شده است كه اثبات كنندة این معناست كه این آیات دربارة حضرت

 سیدالشهداء امام حسین(ع) است در تفسیر «البرهان» چنین آمده است:


امام صادق(ع) فرمود: اقرؤا سورة الفجر فی فرائضكم و نوافلكم فانها سورة الحسین بن علی

،سورة فجر را در نمازهای واجب و نیز نماز مستحب خود بخوانید؛ چرا كه این سوره، سورة حسین بن علی است.


پس از این كلام امام صادق و تحریض و تشویق مخاطبین به خواندن سورة فجر در 

نمازهایشان با این كلام زیبا و دلنشین و همراه با دعای «وارغبوا فیها رحمكم الله»؛

 از سرشوق و رغبت به این امر اقدام نمایید. خداوند شما را مورد رحمت و لطف قرار

 دهد، یكی از اشخاص حاضر در مجلس سؤالی می‎نماید ـ كه چه بسا سؤال بسیاری از

ماها نیز باشد؛ سؤال می‎كند: چگونه این سوره، سورة اختصاصی حسین بن علی شد؟


امام صادق(ع) فرمود: شما مگر این بخش از آیه و كلام خداوند را نشنیده‎اید كه می‌فرماید:

 «یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربك راضیة مرضیة فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی»

 انما یعنی الحسین بن علی ـ علیهما السّلام ـ فهو ذو النفس المطمئنه الراضیة المرضیة 

و اصحابه من آل محمد ـ صلوات الله علیهم ـ الرضوان عن الله یوم القیامه و هو راض عنهم، و

 هذه السورة فی الحسین بن علی و شیعته و شیعة آل محمد خاصة،

 

امام صادق(ع) در تفسیر آیه می‌فرماید: این آیه دربارة حسین بن علی ـ علیهما السّلام ـ است؛ 

چرا كه آن بزرگوار صاحب نفس مطمئنه بود و از خدا راضی بود و خدا نیز از او راضی بود، و یاران آن 

بزرگوار از خاندان محمد(ص) از خداوند راضی بودند و خداوند نیز از آن‌ها راضی بود، و این سوره فقط 

دربارة حسین بن علی و شیعیان او و شیعیان آل محمد(ص) می‌باشد.


و در پایان روایت، امام صادق(ع) می‎فرمایند: 

من ادمن قراءة الفجر كان مع الحسین فی درجته فی الجنة، ان الله عزیز حكیم،

 هر كس در خواندن سورة فجر مداومت داشته باشد، با امام حسین در درجه‎اش در بهشت خواهد بود، به درستی كه 

خداوند بر هر چیز توانا و به هر امری دانا است.[6]


در روایت دیگری كه از ابوبصیر از امام صادق(ع) نقل شده است، امام صادق(ع) می‌فرماید:

 یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ؛ ارْجِعِی إِلى‏ رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیَّة » الآیه یعنی الحسین ابن علی

ـ علیهما السّلام ـ[7] مراد از «نفس المطمئنه» كه از خداوند راضی و خداوند نیز از او راضی است،

 حسین بن علی(ع) است در این آیات، كلمة «نفس المطمئنه» نقش كلیدی و محوری دارد به طوری 

كه فهم معنای آیه تا حدود زیادی به روشن شدن معنای این واژه بستگی دارد، و چه بسا وجود این

 كلمه در این آیه موجب تفسیر و بیان شأن نزول آیه، دربارة حسین بن علی(ع) گردیده است، و آن

 حضرت مصداق اتم و اكمل آن به حساب آمده است.


سؤالی كه در اینجا می‌تواند مطرح شود این است كه چه امری باعث این تقریب و تقارن گردیده است؟

 و چرا حسین بن علی(ع) از میان معصومین ـ علیهم السّلام ـ به عنوان مصداق این آیه معرفی گردیده است؟


در پاسخ باید گفت: با توجّه به آنچه كه در تاریخ عاشورا به فراوانی نقل گردیده است كه از یك سو برای

 حادثة عظیم عاشورا، هیچ واقعه و حادثه‎ای به عنوان نظیر و مانند و شبیه سراغ نداریم، و مصیبت بزرگی

 كه در این رویداد عظیم تاریخی بر خاندان عصمت و طهارت ـ علیهم السلام ـ وارد گردید، در تاریخ نمونة دیگری

 ندارد، و از دیگر سو، قربانی بزرگ این حادثه حضرت سیدالشهداء ـ علیهم السلام ـ بود كه در سهمگین‎ترین

 حالات و لحظات و شكننده‎ترین ماجراهای این حادثه، در نهایت اطمینان و آرامش نفس بود، به طوری كه در روایت

 راویان شاهد حادثه آمده است كه هر چه این حادثه به پایان خود كه شهادت حضرت سیدالشهداء(ع) بود نزدیك‎‎تر می‎شد،

 چهرة دلربای امام، زیباتر و برافروخته‎تر می‎شد، و برای لقای پروردگار آماده‎تر.

 

از اتفاقات سهمگین و تزلزل آفرین آن حادثه در چهرة امام، ذره‎ای سستی و ضعف و یا بی‎صبری و جزع و شكوه دیده نشد

 و در عوض در این ماجرا از ابتدا تا انتها میزان تسلیم و صبر آن حضرت كه ناشی از اطمینان و آرامش نفس بود، افزوده‎تر می‎شد.

 و این جمله آخر آن حضرت در لحظات پایانی عمر شریفش شنیدنی و زیباست: صبراً علی قضائك یا ربّ لا اله سواك یا

 غیاث المستغیثین، مالی ربّ سواك و لا معبود غیرك، صبراً‌علی

 حكمك، بر قضای تو شكیبا هستم! پروردگارا! معبودی جز تو نیست،

 ای پناه بی‎پناهان! من غیر از تو پروردگار و معبودی ندارم، برخواست و ارادة تو شكیبا هستم.[8]

پی نوشت ها:
[1] . احزاب/ 33.
[2] . آل عمران/ 61.
[3] . شوری/ 23.
[4] . انسان/ 8.
[5] . بقره/ 37.
[6] . بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، قم، مؤسسة مطبوعاتی اسماعیلیان، بی‎تا، ج 4، ص 461؛ و

 بحارالانوار، ج 24، ص 93 و ج 44، ص 218.
[7] . حویزی، تفسیر نورالثقلین، ج 5، ص 577؛ و بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 4، ص 460؛ و

بحارالانوار، ج 24، ص 350؛ و تفسیر القمی، علی بن ابراهیم قمی، قم، دارالكتاب، چاپ سوم، 1414 ق، ج 2، ص 422.
[8] . موسوعة كلمات الامام الحسین(ع)، ص 510.

منبع:
www.salat92.ir



[ چهارشنبه 29 مهر 1394 ] [ 05:51 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]

آیا نماز خواندن با آرایش اشکال دارد؟



نماز اول وقت,نمار قضا

سوالات شرعی نماز

 

 

آرایش اگر بعد از وضو باشد و آن قدر زیاد نباشد که به صورت لایه ای روی پوست مانع رسیدن 

پیشانی بر مهر شود برای نماز اشکالی ندارد اما در صورتی که نامحرم شخص را می بیند واجب

 است صورت را بپوشاند.

سوال: آیا بروز صرع خفیف در هنگام نماز، باعث باطل شدن نماز می‌شود؟ توضیح این‌که در این هنگام، فرد 

برای دقایقی کوتاه دچار زوال شعور شده و برخی از امور پیرامون خود را درک نمی‌کند، در عین حال عقل او

 زائل نمی‌گردد. مثلاً اگر این تشنج در حال رانندگی و هر امر روزمره دیگری عارض شود، فرد کار خود را به 

درستی انجام می‌دهد، اما اگر از او در مورد موضوعات جدیدی پرسش شود، قدرت تحلیل نداشته و در هر 

دو صورت، آنچه رخ داده را از یاد می‌برد.

چنانچه با بروز این حالت، عقل زائل نشده و موجب دیوانگی یا بیهوشی نشود، نماز باطل نیست،

 ولی اگر در این حال به قدری ساکت بماند که نگویند نماز می‌خواند، نمازش باطل است.


حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
صِرف آن تا مادامی که عقل را از بین نبرد و مثل دیوانگی و بیهوشی‏ نباشد باعث باطل شدن وضو نمی‌گردد.
 
حضرت آیة الله العظمی شبیری زنجانی (مد ظله العالی):
در فرض سوال، اگر به قدری ساکت بماند که نگویند نماز می‌خواند نمازش باطل است، وگرنه ایرادی ندارد.
 
حضرت آیة الله العظمی صافی گلپایگانی (مد ظله العالی):
چنانچه موجب زوال عقل نشود نماز باطل نمی‌شود.

 حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
در صورتی که سطح شعور پایین آمده و به طور کلی از بین نرفته، نماز صحیح است.
 
حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی (مد ظله العالی):
حالت مذکور اگر موجب زوال عقل- هرچند برای مدت کوتاه - نشود نماز باطل نمی‌شود.

 سوال: هم غذا شدن و رفت و آمد با افرادی که نماز نمی خوانند چه حکمی دارد؟
ترک نماز اگر از روی بی مبالاتی باشد، موجب کفر نمی شود و ادامه ی رفت و آمد با ایشان 

در صورت احتمال تأثیرگذاری، مانعی ندارد.


سوال: بین نماز اول وقت و درس (کلاس درسی که در زمان اذان ظهر برقرار است) 

کدام بهتر است؟ آیا جایز است کلاس درس را به خاطر نماز اول وقت ترک کرد؟
خواندن نماز در ابتدای وقت، مستحب موکّد است ولی چنانچه رها کردن کلاس درس در اول وقت، 

توهین به استاد و یا خلاف مقررات مدرسه و یا باعث رکود علمی شود، نماز را پس از پایان کلاس 

به جای آورید؛ اگرچه مدیران و مسئولان باید بدانند که در وقت نماز، کلاس برگزار نکنند.


سوال: آیا نماز خواند با آرایش اشکال دارد؟
آرایش اگر بعد از وضو باشد و آن قدر زیاد نباشد که به صورت لایه ائی روی پوست مانع رسیدن پیشانی

 بر مهر شود برای نماز اشکالی ندارد اما در صورتی که نامحرم او را می بیند واجب است صورت را بپوشاند.

 سوال: لطفاً مبطلات نماز را بیان فرمایید؟
 جواب: دوازده چیز نماز را باطل می‌كند: 1ـ آنكه در بین نماز یكی از شرط‌های آن از بین برود مثلاً در 

بین نماز بفهمد مكانش غصبی است. 2ـ آنكه در بین نماز عمداً یا سهواً یا از روی ناچاری، چیزی كه وضو 

یا غسل را باطل می‌كند پیش آید. 3ـ از مبطلات نماز آن است كه مثل بعضی كسانی كه شیعه نیستند دستها را

روی هم بگذارد. 4ـ آنكه بعد از خواندن حمد آمین بگوید ولی اگر اشتباهاً یا

از روی تقیه بگوید، نمازش باطل نمی‌شود. 5ـ آنكه عمداً یا از روی فراموشی

پشت به قبله كند یا به طرف راست یا چپ قبله برگردد. 6ـ آنكه عمداً كلمه‌ای 

بگوید كه از آن كلمه قصد معنی كند اگر چه معنی هم نداشته باشد. 7ـ آنكه در

نماز با صدای بلند و عمدی بخندد. 8ـ آنكه برای كار دنیا عمداً با صدا گریه كند.

 9ـ آنكه در نماز كاری كند كه صورت نماز را به هم بزند مثل دست زدن. 10ـ

خوردن و آشامیدن در نماز. 11ـ شك در ركعت‌های نماز دو ركعتی و سه ركعتی

 یا در دو ركعت اول نمازهای چهار ركعتی. 12ـ آنكه ركن نماز را عمداً یا سهواً كم 

یا زیاد كند، یا چیزی را كه ركن نیست عمداً كم یا زیاد نماید.

(توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, م1126 و1156)


========================
منابع:
 اسلام کوئیست

 اندیشه قم
کتاب زلال احکام (ج 1) امیر بهاء الدین علائی نژاد
توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1

www.salat92.ir




[ چهارشنبه 29 مهر 1394 ] [ 05:48 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]


آیا می توانیم مرجع تقلیدمان را عوض کنیم؟



عوض کردن مرجع تقلید,شرایط مرجع تقلید

عمل به احكام دین طبق نظر مجتهد واجد شرایط را تقلید می‌گویند

 

اعمال كسی كه مدتی را بدون تقلید گذرانده است در صورتی صحیح است كه: الف) عمل او مطابق

 با احتیاط باشد. ب) عمل او مطابق حكم واقعی شرعی باشد. ج) عمل او مطابق نظر مرجعی باشد

 كه لازم بوده است از او تقلید كند و یا مطابق نظر مرجع تقلید فعلی او باشد.


عمل به احكام دین طبق نظر مجتهد واجد شرایط را تقلید می‌گویند. بنابراین: همان طور كه در همه علوم 

اگر سئوالی داشته باشیم و مشكلی پیش آید به متخصص مراجعه می‌كنیم و مطابق نظر او عمل می‌كنیم. 

مثل مراجعه به پزشك در بیماری. اگر در علوم دینی و احكام شرعی مشكل داشته باشیم باید به متخصصین

 آن، كه مجتهدین هستند مراجعه نمائیم. (توضیح المسائل امام خمینی(ره), م2)

سوال: در ترتیب آثار یک عمل، به فتوای مرجع قبلی عمل کنیم یا مرجع فعلی؟
شرح سوال: شخصی زمانی که مقلد یکی از مراجع بوده، مرتکب گناهی شده که طبق نظر ایشان، آثاری

 چون ممنوعیت ازدواج با افراد خاصی را در پی داشته و مقلد، این موضوع را نمی دانسته تا اینکه بعد از فوت

 ایشان مقلد مرجعی دیگر شده که چنین آثاری را برای گناه او در نظر نمی گرفته است و اکنون علم به 

موضوع پیدا کرده است. حال باید نظر کدام مرجع را مبنای عمل خویش قرار دهد 

(برای هر دو تقلید، تحقیق انجام داده است)؟

 دفتر حضرت آیة الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی):
طبق نظر مرجع تقلید دوم عمل کند.
 
دفتر حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
حکم مرجع اعلم فعلی را باید در نظر بگیرد.
 
دفتر حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):

باید مطابق مرجع فعلی عمل نماید.

     
سوال: در چه صورتی می توان مرجع تقلید را عوض کرد؟
شرح سوال : آیا اگر احکام مرجع تقلیدی در برخی حوزه ها مانند خمس سختگیرانه تر از سایرین باشد 

مجوزی برای تغییر مرجع است؟ مثلا حضرت آیة الله سیستانی دام ظله عقیده دارند بر هبه هم خمس

 تعلق می گیرد. از طرفی اینجانب مقداری طلا و سکه از زمان ازدواج بعنوان هدیه دارم که به وجه آنها جهت 

مخارج آتی نیازمندم و دادن خمس آن برای من مشکلاتی ایجاد می کند آیا می شود به این دلیل مرحع تقلید

 را عوض کرد و به دیگری رجوع کرد؟


اگر بعد از تحقیق، مرجع اعلم برای شما مشخص نگردید یعنی در انتخاب مرجع تقلید به اینجا رسیدید که 

مراجع مساوی اند، قبل از عمل به فتوای مراجع تقلید، می توانید در مسایل غیر مرتبط تبعیض قائل شوید، 

اما باید توجه داشت که در مسایل مربوط به هم باید از یک مجتهد تبعیت کرد مثلا نمی توانید در احکام نجاست

 بدن و لباس به فتوای مجتهدی و در احکام لباس نمازگزار به فتوای دیگری عمل کنید.


اما اگر بخواهید بعد از عمل، به فتوای مجتهد دیگر عمل کنید در این صورت حکم رجوع و عدول را پیدا می کند.


بدیهی است که عدول در تقلید و تغییر دادن مرجع تقلید اگر یقین و علم پیدا کردید که

 آن مرجع دیگر اعلم است؛ لازم است. (رساله دانشجویی، ص49)


اما در صورت عدم علم به اعلم، بر اساس نظر برخى از مراجع محترم(بهجت و سیستانى)،

 رجوع به مساوى در غیر موارد علم اجمالى به مخالفت قطعى، جایز است.

(آیة الله بهجت، توضیح المسائل، م 6 ، سیستانى، تعلیقات على العروة، م 11 و 13)

 برای توضیح بیشتر به سوالی در این زمینه دقت کنید:
آیا عدول از مرجع تقلید زنده به مرجع مساوى با او، جایز است؟ به طور مثال آیا در نماز

 و روزه دانشجوى مسافر، مى‏توان به مرجع دیگرى که مساوى با مجتهد اول است،

 رجوع کرد؟  آیات عظام بهجت و سیستانى: اگر در علم و ورع مساوى باشند،

 رجوع به مساوى در مسائل غیر مرتبط به هم جایز است. براى مثال نمى‏تواند 

در مسائل احکام روزه مسافر باقى بماند و در احکام نماز رجوع کند.

 (وسیله النجاة ج1،م 4،سیستانی،تعلیقات علی العروة،م11و 13 به نقل از رساله دانشجویی،ص51)


اگر تقلید  از مرجع فعلی، به عنوان اعلم بوده است؛ و اکنون نیز بر همین اعتقاد هستید،

 نمی توانید از ایشان عدول کنید. بله اگر بعد از زمان انتخاب شما، شخص دیگری که 

مساوی مرجع شماست به مرجعیت رسیده باشد، امکان عدول وجود دارد. اما اگر از ابتدا

 به عنوان مساوی مقلّد ایشان شده اید می توان به مرجع مساوی در علم و ورع رجوع کرد.


سئوال: آیا كسی كه مقلد مقام معظم رهبری است می‌تواند از رساله‌ی عملیه‌ی امام راحل ـ ره ـ استفاده نماید؟
 جواب: برای کسی که مقلد امام _ رحمة الله _ می باشد بقاء بر تقلید ایشان و عمل به

 فتوای ایشان جایز می باشد اما کسانی که باقی بر تقلید ایشان نیستند یا مقلد ابتدائی

 هستند باید به معظم له رجوع کنند و نمی توانند از

 فتوای امام _ رحمه الله _ استفاده نمایند.

 (توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1, ص37, استفتائات مقام معظم رهبری)


سئوال: شخصی مدتی بدون تقلید عمل می‌كرده،

 بعد متوجه شده كه باید تقلید می‌كرده، حال كیفیت و حكم اعمال سابقش را نمی‌داند كه آیا صحیح است؟
 جواب: اعمال كسی كه مدتی را بدون تقلید گذرانده است در صورتی صحیح است كه: الف)

 عمل او مطابق با احتیاط باشد. ب) عمل او مطابق حكم واقعی شرعی باشد. ج)

 عمل او مطابق نظر مرجعی باشد كه لازم بوده است از او تقلید كند و یا مطابق نظر مرجع تقلید فعلی او باشد.

(توضیح المسائل دوازده مرجع ج1 , م14 و ص32 استفتائات مقام معظم رهبری,س7)


منابع:
اسلام کوئیست

اندیشه قم
توضیح المسائل امام خمینی(ره)
توضیح المسائل دوازده مرجع, ج1

www.salat92.ir




[ چهارشنبه 29 مهر 1394 ] [ 05:44 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]


در هنگام وضو ریختن آب غیر وضو بر روى دست چه حکمى دارد؟



وقت نماز,تیمم,تیمم بدل از وضو

هر زمان که آب برای شخصی ضرر دارد یا نتواند وضو بگیرد باید تیمم کند

 

سوال: شخصی که معلول است، وقتی در خانه خود است می‌تواند با آب وضو بگیرد ولی در خارج از منزل توانایی

 این کار را ندارد. تکلیف او هنگامی که نمی‌تواند با آب طهارت بگیرد چیست؟

اگر تا آخر وقت نماز، بدون عسر و حرج غیر قابل تحمل، امکان تطهیر و وضو با آب را دارد، باید تطهیر

 نموده و وضو بگیرد، در غیر این صورت طهارت لازم نبوده و باید تیمم کند.

پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سوال، چنین است:

حضرت آیة الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
در هر صورت اگر تا آخر وقت نماز امکان تطهیر و وضو با آب را دارد، باید تطهیر نموده و وضو بگیرد.

حضرت آیة الله العظمی مکارم شیرازی (مد ظله العالی):
هر زمان که آب برای او ضرر دارد یا نتواند وضو بگیرد وظیفه‌ اش تیمم است و طهارت لازم است مگر در جایی که به مشقت و زحمت زیاد می‌ افتد.
 
حضرت آیة الله العظمی سیستانی (مد ظله العالی):
اگر در وقت می ‌تواند وضو بگیرد نمی ‌تواند تیمم کند.

حضرت آیة الله العظمی نوری همدانی (مد ظله العالی):
چنانچه داخل وقت متمکن از رفتن به منزل و وضو باشد لازم است وضو بگیرد و نمازش را بخواند در

 غیر این صورت می ‌تواند تیمم کند.
 
سوال: چند روز آینده عروسی یکی از بستگانم است؛ عروس خانم با توجه به فرهنگ امروزی از صبح به

 آرایشگاه می روند و تا آخر شب نیز باید آرایش بر روی صورتشان باشد، معمولاً نیز نگه داشتن وضو در این زمان

 طولانی بعید است؛ حال آیا می توان تیمم نمود؟ یا اینکه نماز را آنقدر به تاخیر بیاندازد که دیگر فرصت وضو نداشته

 باشد و تیمم نماید؟ کلا چه راهکار عملی و قابل اجرایی پیشنهاد می نمایید؟

طبق نظر مراجع عظام تقلید، آنچه در سوال ذکر شده است نمی تواند عذر برای ترک وضو یا غسل

 و انجام تیمم به جای آن باشد. (مکارم شیرازى، ناصر، احکام بانوان، ص 92)


در این گونه موارد، معمولاً بانوان متدیّن طوری برنامه ریزی می کنند و زمان را به شکلی 

با آرایشگر هماهنگ می کنند تا در انجام واجبات دینی خویش کوتاهی نکنند، با توجه به این 

که به طور عادی، زمان این عمل  از پنج یا شش ساعت تجاوز نمی کند، عروس خانم می تواند 

در هنگام ظهر در آرایشگاه، وضو گرفته و نماز بخواند، سپس مشغول آرایش شود و در فاصله 

مدتی که به نماز مغرب مانده از باطل 

شدن وضو جلوگیری کند و همزمان با اذان مغرب نماز خویش را بخواند. روشن است که 

اجرای این امر ممکن خواهد بود.


البته باید توجه داشت که، این آرایش برای نماز صبح فردا باید پاک شود و موانع  رسیدن

 آب به اعضای وضو برطرف شود.
 
سوال: مقدار واجب مسح پا، از حیث طول و عرض چیست؟


امام خمینی (ره): 
طول: باید از سر یکی از انگشت ها تا برآمدگی روی پا مسح کند.
عرض: به هر اندازه باشد کافی است. 

آیة الله خامنه ای (دام ظلّه): 
الف) مقدار مسح پا و مسح سر را توضیح فرمایید.

مسح به هر اندازه که باشد کافی است و مسح پا از نظر طول از سر یکی از انگشتان تا 

مفصل و از نظر عرض به هر مقداری که باشد کافی است.
 
ب) آیا مسح پا باید شامل کنار انگشتان پا نیز شود؟
مسح کنار انگشتان پا لازم نیست. 

آیة الله سیستانی (دام ظلّه): 
طول: باید از سر یکی از انگشت ها تا مفصل مسح نماید.
عرض: پنهای مسح به هر اندازه باشد کافی است ولو به اندازه یک انگشت یا کمتر از یک انگشت. 

آیة الله شبیری زنجانی (دام ظلّه): 
طول: از سر یکی از انگشتان تا بر آمدگی روی پا را مسح کند و احتیاط (این احتیاط، احتیاط 

مطلق است قید واجب ندارد پس مکلف می تواند هم به این احتیاط عمل کند و هم به فتوای

 مجتهد دیگری رجوع نماید. البته از نظر آیة الله شبیری زنجانی اگر قید واجب همراه احتیاط 

باشد، حکم فتوی را دارد و رجوع جایز نیست.)  آن است که تا مفصل را هم مسح کند.
عرض: احتیاط آن است که مسح پا به اندازه پهنای سه انگشت بسته باشد. 

آیة الله صافی گلپایگانی (دام ظلّه): 
طول: بنابر احتیاط واجب از سر انگشت ها تا مفصل را مسح نماید.
عرض: پنهای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است. 

آیة الله مکارم شیرازی (دام ظلّه): 
طول: روی پاها را سرانگشت ها تا برآمدگی پشت پا مسح کند.
عرض: کافی است به اندازه یک انگشت مسح کند. 

آیة الله نوری همدانی (دام ظلّه): 
طول: از سر یکی از انگشت ها تا برآمدگی روی پا.
عرض: پهنای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است. 

آیة الله وحید خراسانی (دام ظلّه): 
طول: از سر یکی از انگشت ها تا برآمدگی روی پا است.
عرض: پنهای مسح پا به هر اندازه باشد کافی است. 

چند استفتاء از آیة الله خامنه ای دام ظله:
سوال: آیا در باران مى‌شود وضو گرفت؟
ج) مانع ندارد مشروط بر اینکه قطرات بارانى که به اعضاى وضو مى‌رسد، با آن قصد وضو نماید 

و هنگام مسح، باران به کف دست ‌ها ‏اصابت نکند.‏ 
 
سوال: در هنگام وضو ریختن آب غیر وضو بر روى دست چه حکمى دارد؟
ج) مانع ندارد، و مى ‌تواند به قصد وضو با آن آب، موضع را بشوید. آنچه اشکال دارد این است که

 با آب غیر وضو مسح کشیده شود.
 
سوال: آیا وجود جرم در زیر ناخن‌ها و یا بلندى ناخن‌ها باعث بطلان وضو خواهد شد؟ ضمناً 

حكم نمازهاى خوانده شده چیست؟
ج) امور مذكور موجب بطلان وضو و نماز نیست.

منبع:www.salat92.ir




[ چهارشنبه 29 مهر 1394 ] [ 05:44 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]


چرا خدا مردم را آزمایش مى ‏كند؟



آزمایش های الهی,آزمایش خداوند, چرا خدا مردم را آزمایش مى ‏كند

در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون كلى و سنت دائمى

 پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش 

دادن بندگان آنان را مى‏آزماید.

وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَ الْجُوعِ وَ نَقْصٍ مِنَ الْأَمْوالِ وَ الْأَنْفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ (بقره ـ 155)

و قطعاً شما را با چیزى از ترس، گرسنگى، زیان مالى و جانى و كمبود محصولات، آزمایش مى‏كنیم و صابران

 (در این حوادث و بلاها را) بشارت بده.

آزمایش‏هاى خداوند براى رفع ابهام نیست، بلكه براى شكوفایى استعدادها و پرورش انسان‏ها است. وسایل 

آزمایش الهى تمام حوادث تلخ و شیرین و از جمله ترس و گرسنگى، زیان مالى و جانى و كمبود محصولات است.

ترس از دشمن، محاصره‏ى اقتصادى، جنگ و جهاد و اعزام فرزندان و عزیزان به میدان‏هاى نبرد، از 

جمله امتحانات است.

لازم نیست همه ‏ى مردم با همه‏ ى مسائل آزمایش شوند، بلكه ممكن است:

الف: هر كس با چیزى آزمایش شود.

ب: فردى در آزمایشى رو سفید باشد، ولى در امتحان دیگرى رسوایى به بارآورد.

ج: ممكن است آزمایش فردى، وسیله‏ ى آزمایش دیگران نیز باشد.

گاهى كم شدن مال و محصولات یا پیدا شدن خوف و ترس و سایر مشكلات، به خاطر آزمایش الهى

 است، ولى در بعضى اوقات، این امور كیفر اعمال خود انسان‏هاست. انسان‏ها گاهى مرتكب بعضى

 گناهان مى‏شوند كه خداوند آنها را به برخى گرفتارى‏ ها مبتلا مى‏ كند.

حضرت على علیه السلام مى‏ فرماید: «ان الله یبتلى عباده عند الاعمال السیئة بنقص الثمرات

 و حبس البركات و اغلاق خزائن الخیرات لیتوب تائب و یتذكر متذكر» (نهج البلاغه، خطبه 143)

همانا خداوند، بندگان خود را به خاطر اعمال فاسدشان، به كمبود محصول و حبس بركت و بسته شدن منابع خیر، گرفتار مى‏كند تا شاید متذكّر شوند و توبه نمایند.

البتّه همین تنبّه نیز آزمایش است، همانگونه كه بر اثر ایمان نعمتى مى ‏دهد كه وسیله آزمایشى است «لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقاً لِنَفْتِنَهُمْ فِیهِ» (جنّ، 16) همانا آبى گوارا به آنان‏ نوشاندیم تا ایشان را آزمایش كنیم.

خداوند چندین عنایت به صابران نموده است از جمله:
1ـ محبّت. «وَ اللَّهُ یُحِبُّ الصَّابِرِینَ» (آل عمران، 146)

2ـ نصرت. «إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِینَ» (بقره، 153)

3ـ بهشت. «یُجْزَوْنَ الْغُرْفَةَ بِما صَبَرُوا» (فرقان، 75)

4ـ پاداش بى‏حساب. «إِنَّما یُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَیْرِ حِسابٍ» (زمر، 10)

5ـ بشارت. «بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»

 چرا خدا مردم را آزمایش مى ‏كند؟
در زمینه مساله آزمایش الهى بحث فراوان است، نخستین سوالى كه به ذهن مى رسد این است

 كه مگر آزمایش براى این نیست كه اشخاص یا چیزهاى مبهم و ناشناخته را بشناسیم و از میزان

 جهل و نادانى خود بكاهیم؟

اگر چنین است خداوندى كه علمش به همه چیز احاطه دارد و از اسرار درون و برون همه كس 

و همه چیز آگاه است، غیب آسمان و زمین را با علم بى‏پایانش مى‏داند، چرا امتحان مى كند؟

 مگر چیزى بر او مخفى است كه با امتحان آشكار شود؟!

پاسخ این سۆال مهم را در اینجا باید جستجو كرد كه مفهوم آزمایش و امتحان در مورد خداوند

 با آزمایش هاى ما بسیار متفاوت است.

آزمایش‏هاى ما براى شناخت بیشتر و رفع ابهام و جهل است، اما آزمایش الهى در واقع همان

" پرورش و تربیت" است.

توضیح اینكه در قرآن متجاوز از بیست مورد امتحان به خدا نسبت داده شده است، این یك قانون

 كلى و سنت دائمى پروردگار است كه براى شكوفا كردن استعدادهاى نهفته (و از قوه به 

فعل رساندن آنها) و در نتیجه پرورش دادن بندگان آنان را مى‏آزماید، یعنى همان گونه كه فولاد 

را براى استحكام بیشتر در كوره مى‏گدازند تا به اصطلاح آبدیده شود، آدمى را نیز در كوره حوادث

 سخت پرورش مى‏ دهد تا مقاوم گردد.

در واقع امتحان خدا به كار باغبانى پر تجربه شبیه است كه دانه‏هاى مستعد را در سرزمین هاى 

آماده مى‏پاشد، این دانه‏ها با استفاده از مواهب طبیعى شروع به نمو و رشد مى‏ كنند، تدریجاً

 با مشكلات مى‏ جنگند و با حوادث پیكار مى‏ نمایند .

در برابر طوفان هاى سخت و سرماى كشنده و گرماى سوزان ایستادگى به خرج مى‏ دهند تا شاخه

 گلى زیبا یا درختى تنومند و پر ثمر بار آید كه بتواند به زندگى و حیات خود در برابر حوادث سخت ادامه دهد.

سربازان را براى اینكه از نظر جنگى نیرومند و قوى شوند به مانورها و جنگ هاى مصنوعى مى‏برند

 و در برابر انواع مشكلات تشنگى، گرسنگى، گرما و سرما، حوادث دشوار، موانع سخت، قرار مى

 ‏دهند تا ورزیده و آبدیده شوند و این است رمز آزمایش هاى الهى.

قرآن مجید به این حقیقت در جاى دیگر تصریح كرده می فرماید : وَ لِیَبْتَلِیَ اللَّهُ ما فِی صُدُورِكُمْ وَ لِیُمَحِّصَ 

ما فِی قُلُوبِكُمْ وَ اللَّهُ عَلِیمٌ بِذاتِ الصُّدُورِ:" او آنچه را شما در سینه دارید مى‏آزماید تا دل هاى شما كاملا 

خالص گردد و او به همه اسرار درون شما آگاه است" (آل عمران- 154).

امیر مومنان على (علیه السلام) تعریف بسیار پر معنى در زمینه فلسفه امتحانات الهى دارد مى فرماید:

و ان كان سبحانه اعلم بهم من انفسهم و لكن لتظهر الافعال التی بها یستحق الثواب و العقاب:

" گرچه خداوند به روحیات بندگانش از خودشان آگاه تر است ولى آنها را امتحان مى‏كند تا كارهاى 

خوب و بد كه معیار پاداش و كیفر است از آنها ظاهر گردد" (نهج البلاغه كلمات قصار جمله 93)

یعنى صفات درونى انسان به تنهایى نمى‏تواند معیارى براى ثواب و عقاب گردد مگر آن زمانى كه در 

لابلاى اعمال انسان خودنمایى كند، خداوند بندگان را مى‏ آزماید تا آنچه در درون دارند در عمل آشكار

 كنند، استعدادها را از قوه به فعل برسانند و مستحق پاداش و كیفر او گردند.


اگر آزمایش الهى نبود این استعدادها شكوفا نمى‏شد و درخت وجود انسان و میوه‏ هاى اعمال بر

 شاخسارش نمایان نمى‏گشت و این است فلسفه آزمایش الهى در منطق اسلام.

آزمایش خدا همگانى است‏
از آنجا كه نظام حیات در جهان هستى نظام تكامل و پرورش است و تمامى موجودات زنده مسیر 

تكامل را مى ‏پیمایند، حتى درختان استعدادهاى نهفته خود را با میوه بروز مى‏دهند همه مردم از 

انبیاء گرفته تا دیگران طبق این قانون عمومى‏ مى‏بایست آزمایش شوند و استعدادات خود را شكوفا سازند.



گرچه امتحانات الهى متفاوت است، بعضى مشكل، بعضى آسان و قهرا نتائج آنها نیز با هم فرق دارد، 

اما به هر حال آزمایش براى همه هست.

قرآن مجید به امتحان عمومى انسان ها اشاره كرده مى‏فرماید:

 أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَكُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ:" آیا

 مردم گمان مى‏كنند بدون امتحان رها مى‏شوند، نه هرگز بلكه همگى باید امتحان دهند" (عنكبوت آیه 1).

قرآن نمونه‏ هایى از امتحانات پیامبران را نیز بازگو كرده است آنجا كه مى‏فرماید:

 وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ:" خداوند ابراهیم را امتحان كرد" (بقره- 124).

در جاى دیگر آمده است: فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی لِیَبْلُوَنِی أَ أَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ:

"هنگامى كه یكى از پیروان سلیمان تخت بلقیس را در كمتر از یك چشم به هم زدن از راه دور

 براى او حاضر كرد، سلیمان گفت این لطف خدا است براى اینكه مرا امتحان كند آیا شكرگزارى

 مى‏ كنم یا كفران"؟ (نمل- 40)

 پیام‏های آیه:
1ـ آزمایش و امتحان یك برنامه و سنّت حتمى الهى است. «وَ لَنَبْلُوَنَّكُمْ»

2ـ ناگوارى‏ها، سبب مقاومت و رشد است. بسیارى از صفات انسان از قبیل صبر، رضا، 

تسلیم، قناعت، زهد، تقوا، حلم و ایثار، در سایه‏ى برخورد با تنگدستى‏ها است. «وَ بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»

3ـ مورد بشارت، در آیه بیان نشده است تا شامل انواع بشارت‏هاى الهى باشد.  «بَشِّرِ الصَّابِرِینَ»


منابع:
نهج البلاغه، خطبه 143
نهج البلاغه كلمات قصار جمله 93
تفسیر نور ج 1
تفسیر نمونه ج 1




[ جمعه 16 مرداد 1394 ] [ 11:43 ق.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]



برکات یاد مرگ



یاد مرگ,برکات یاد مرگ,

غفلت از مرگ و بی‌توجهی به آن، بسیار زیان‌بخش است؛ آن‌گونه که انسان را به پستی و بی‌باکی

 و بی‌غیرتی می‌کشاند، قلب را می‌میراند و او را از هر حیوانی گمراه‌تر و فرومایه‌تر می‌کند. بالعکس یاد مرگ

 و عالم برزخ و قیامت، بهترین موعظه و سازنده‌ترین اندرز برای هر انسان است و توجه داشتن به آن باعث می‌شود

 انسان دیگر به فکر ظلم به خود یا دیگران نباشد؛ بلکه به سوی کارهای خیر و نیک گام بر‌دارد.

 مرگ‌اندیشی در مکتب علوی
یاد مرگ و تدبیر تمام زندگی و در عالم واقع زیستن، به حدی مهم و پر رنگ است که فقدان آن، دیگر ارزش‌ها را

 بی‌رنگ می‌کند و نشان ولایت شیطان معرفی شده است. آدمی با داشتن اوصاف نیکو، ارزشمند و سزاوار مدح

 دیگران می‌شود؛ اما بدون توجه به مرگ، از ارزش‌ها سقوط می‌کند.

 برکات یاد مرگ
یاد مرگ در فرهنگ علوی به محرومیت انسان از بهره‌های طبیعی منجر نمی‌شود؛ بلکه او را بیشتر بر آن می‌دارد 

که از دنیا و هر آن‌چه در آن است، برای ساختن زندگی مطلوب و کسب رضایت محبوب بهره گیرد و در این راه از 

هیچ تلاشی فروگذار نکند. در اندیشه علوی، انسان هم دنیا و هم آخرت را دارد. داشتن دنیا برای به دست آوردن 

آخرت است؛ یعنی دنیا بهای آخرت است و سرمایه به دست آوردن آن. امام(علیه السلام) می‌فرماید:

 

«وَ اعْلَمُوا عِبَادَ اللَّهِ أَنَّ الْمُتَّقِینَ ذَهَبُوا بِعَاجِلِ‏ الدُّنْیَا وَ آجِلِ الْآخِرَةِ فَشَارَكُوا أَهْلَ الدُّنْیَا فِی دُنْیَاهُمْ وَ لَمْ

 [یُشَارِكْهُمْ أَهْلُ‏] یُشَارِكُوا أَهْلَ الدُّنْیَا فِی آخِرَتِهِمْ سَكَنُوا الدُّنْیَا بِأَفْضَلِ مَا سُكِنَتْ وَ أَكَلُوهَا بِأَفْضَلِ مَا 

أُكِلَتْ فَحَظُوا مِنَ الدُّنْیَا بِمَا حَظِیَ بِهِ الْمُتْرَفُونَ وَ أَخَذُوا مِنْهَا مَا أَخَذَهُ الْجَبَابِرَةُ الْمُتَكَبِّرُونَ ثُمَّ انْقَلَبُوا

 عَنْهَا بِالزَّادِ الْمُبَلِّغِ وَ الْمَتْجَرِ الرَّابِحِ أَصَابُوا لَذَّة؛

 

و بندگان خدا بدانید که پرهیزگاران ـ مردند و ـ بر دنیای گذرا و آخرت آنان شرکت نداشتند. در دنیا 

زیستند هر چه نیکوتر و نعمت دنیا را خوردند هر چه بهتر. پس از دنیا چون نازپروردگان نصیب بردند

 و چون سرکشان نعمتش را خوردند. سپس از این جهان رخت بربستند با توشه‌ای که به مقصدشان

 رساند و سودایی که سودشان را فراهم آورد. در دنیا طعم لذت زهد چشیدند و یقین کردند که

 فردا در آخرت، همسایه خدا گردند. دست دعای آنان برنتابد و بهره‌شان از لذت کاهش نیابد».(1)

مرگ‌اندیشی، ترمز زندگی است برای وقتی که جزر و مد وسوسه‌ها و خواسته‌‌های دل، از کنترل

 آدمی خارج می‌شود. هنگامی که آدمی برای بینش و ارزش خویش و پندار و رفتار خود دست به

 انتخاب می‌زند، یاد مرگ است که او را به سویی می‌کشاند که آخرت را در نظر گرفته و برای آن، 

کار کند. امام(علیه السلام) از ویژگی مرگ چنین یاد می‌کند:

 

«أَلَا فَاذْكُرُوا هَاذِمَ‏ اللَّذَّاتِ‏ وَ مُنَغِّصَ الشَّهَوَاتِ وَ قَاطِعَ الْأُمْنِیَاتِ عِنْدَ الْمُسَاوَرَةِ لِلْأَعْمَالِ الْقَبِیحَةِ وَ اسْتَعِینُوا

 اللَّهَ عَلَى أَدَاءِ وَاجِبِ حَقِّهِ وَ مَا لَا یُحْصَى مِنْ أَعْدَادِ نِعَمِهِ وَ إِحْسَانِه‏؛

 

هان! بر هم زننده لذات، تیره کننده شهوت‌ها و برنده آرزوها را به یاد آرید، آن هنگام که به کارهای زشت 

شتاب می‌آورید و از خدا یاری خواهید، بر گزاردن واجب او ـ چنان که شاید ـ و نعمت و احسان او که به شمار نیاید».(2)

وقتی آدمی همواره به یاد مرگ باشد، نسبت به آن شناخت پیدا کرده و به حیات پس از مرگ یقین پیدا می‌کند. 

آنگاه دیگر مرگ را نابودی نمی‌پندارد و زندگی را به سال‌های زیستن در این دنیا محدود نمی‌داند؛ 

بلکه دنیا را مقدمه زندگی ابد، مرگ را وسیله انتقال به آخرت و خود را مسافری می‌داند که 

سرمایه‌اش، عمرش است. او زندگی را همانند رودخانه‌ای می‌پندارد که به دریای ابدیت

در مرحله زندگی جدید قیامت می‌پیوندد.(3)

این نگاه به مرگ، سبب می‌شود آدمی در انتخاب‌های خود دقت کند؛ زیرا می‌داند که در

 برابر همه آن‌ها پاسخگو خواهد بود. دشواری‌های زندگی را با آرامش سپری می‌کند؛ چرا که 

مقصد و بازگشت برای او مهم است، نه سختی‌های راه. وقتی مرگ به سراغ می‌آید، پریشان 

نمی‌شود؛ زیرا در طول زندگی درباره آن اندیشیده و برایش برنامه‌ریزی کرده است. با این اندیشه، 

از فرصت زیستن و زندگی در این دنیا بهره می‌جوید و آن را غنیمت می شمارد و تمام توان خود را 

برای شکوفا کردن پندار، کردار و گفتار خود به کار می‌گیرد. اگر آدمی با اندیشه در باب مرگ آن را 

برای خود ملموس و مأنوس سازد و برای گریز از آن به اقدامات جنون‌آمیز دست نزند، هم آرامش

 درونی خود و هم آرامش و صلح میان خود و دیگر هم‌نوعانش را به خود و دیگران بخشیده است؛ 

چرا که بسیاری از جنگ‌افروزی‌ها در اثر غفلت از مرگ و پذیرش آن از سوی انسان‌هاست؛ انسان‌

هایی که خلأ این باور در وجود آن‌ها حتی هدف از بودنِ خودشان در این دنیا را نیز از یادشان زدوده است.(4)


 پشتوانه اخلاق
در مکتب علوی غفلت از مرگ و بی‌توجهی به آن، بسیار زیان‌بخش است؛ آن‌گونه که انسان

 را به پستی و بی‌باکی و بی‌غیرتی می‌کشاند، قلب را می‌میراند و او را از هر حیوانی گمراه‌تر و

 فرومایه‌تر می‌کند. بالعکس یاد مرگ و عالم برزخ و قیامت، بهترین موعظه و سازنده‌ترین اندرز برای

 هر انسان است و توجه داشتن به آن باعث می‌شود انسان دیگر به فکر ظلم به خود یا دیگران

 نباشد؛ بلکه به سوی کارهای خیر و نیک گام بر‌دارد: «مَنِ‏ ارْتَقَبَ‏ الْمَوْتَ‏ سَارَعَ فِی‏ إِلَى الْخَیْرَات‏؛ آن کس 

که مرگ را انتظار می‌کشد، در نیکی‌ها شتاب می‌کند».(5)

حضرت در سخن هشدار دهنده دیگری می‌فرماید: «أَمَا وَ اللَّهِ إِنِّی لَیَمْنَعُنِی‏ مِنَ اللَّعِبِ ذِكْرُ الْمَوْت‏؛آگاه باشید 

به خدا سوگند که یاد مرگ مرا از شوخی و کارهای بیهوده باز می‌دارد».(6)

شناخت درست درباره مرگ که لازمه آن، شناخت صحیح زندگی است، مانع از شوخی و کارهای بیهوده

 می‌شود. منظور از شوخی در این کلام امام، مزاح درباره واقعیات نیست؛ زیرا شوخی در هر جا که ممکن

 است، امری مطلوب است و کم و بیش در محاورات پیشوایان دین نیز دیده می‌شود. مقصود آن است

 که بدانیم اگر زندگی دنیوی صرف‌نظر از زندگی اخروی و محاسبه اعمال در نظر گرفته شود و مرگ 

پایان زندگی باشد، زندگی جز مزاح و شوخی چیزی نیست و همه شئون زندگی، از جزئی‌ترین مسائل

 تا بزرگ‌ترین رویدادها در نظر ما بی‌ارزش جلوه می‌کند. بنابراین، این کلام امام(علیه السلام) قطعاً 

با توجه به عالم پس از مرگ و محاسبه اعمال است.(7)

انسان با مرگ‌اندیشی، به حیات جاودانه پس از مرگ پی می‌برد و در می‌یابد که پیش از حیات زودگذر

 حیات دنیوی باید متوجه حیات جاودان اخروی باشد؛ هم‌چنان‌که امام(علیه السلام) نیز می‌فرماید:

«وَ مَا بَیْنَ‏ أَحَدِكُمْ‏ وَ بَیْنَ الْجَنَّةِ أَوِ النَّارِ إِلَّا الْمَوْتُ أَنْ یَنْزِلَ بِه‏؛ میان شما تا بهشت یا دوزخ، فاصله اندکی

 جز رسیدن مرگ نیست».(8) پس از مرگ، در عمل و توبه بسته می‌شود. پس هر که بمیرد، اگر در

 دنیا اطاعت و پیروی کرده باشد، به بهشت می‌رود و هر که نافرمانی کرده باشد، گرفتار دوزخ خواهد

 شد. وقتی آدمی ببیند بین او و بهشت و جهنم فاصله‌ای جز مرگ نیست، علایق دنیوی‌اش قطع و

 دوستی‌اش نسبت به دنیا زایل می‌شود.

 ===================================
پی‌نوشت:
1. نهج‌البلاغه، نامه 27.
2. همان، خطبه 99.
3. سید محمد شفیعی مازندرانی، سرچشمه‌های آرامش در روان‌شناسی اسلامی، ص 122.
4.  ر.ک: محمدجواد فدایی، یاد مرگ، ص 74 ـ 73.
5.  نهج‌البلاغه، حکمت 31.
6.  همان، خطبه 84.
7.  ر.ک: محمدتقی جعفری، ترجمه و شرح نهج‌البلاغه، ج13، ص 208.
8. نهج‌البلاغه، خطبه 64.
salat92.ir
tebyan.net




[ جمعه 9 مرداد 1394 ] [ 09:36 ق.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]

برای پیدا کردن اشیاء دزدیده شده این ذکر را بخوانید



پیدا کردن اشیاء دزدیده شده,اشیاء دزدیده شده

برای پیدا کردن دزد و اشیاء دزدیده شده این ذکر را بخوانید


اگر كسی با شرایط گفته شده آنرا انجام دهد محال است كه به گمگشده یا دزدیده شده خویش نرسد.

از عارف فرزانه آیت الله بهجت (ره) سئوال شد :

برای یافتن چیز دزدیده شده ویا گم شده چه باید کرد؟

 ایشان فرموده بودند برای یافتن هر چه که گم شده ویا دزدیده شده اگر چه انسان باشد این ذکر را بسیار بخوانید

 تازمانی که یافته شود:
 اصبحت فی امان الله ،امسیت فی جوار الله


آخوند علاءالدین محمد این نکته را گفته است :

و به تجربه نیز رسیده است که هر کس شب هنگام با وضو رو به قبله بخوابد و ۳۱۱ مرتبه بگوید 

ذکر :"یا دلیل المتحیرین"

و دروقت ذکر با کسی تکلم نکند، در خواب دزد را می بیند.

 ابتدا دو ركعت نماز به نیت پیدا كردن مال گم شده یا دزدیده شده به درگاه خداوند 

متعال بخواندو بعد از سلام با توجه

قلبی و با خلوص نیت به درگاه ایزد منان ابتدا به طرف راست ، بعد به پشت سر ، بعد به 

طرف چپ و در اخر به روبروی

خود هر بار هفتاد مرتبه بگوید ذکر :" یا مُعید"

 و پس از آن بگوید :

 رُدَ عَلَی ضالَّتی بِرَحْمَتِكَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمین

 (روی دو تشدید اول فتحه( -َ ) قرار دارد.)

 به خواست خداوند متعال آن گمشده (یا دزدیده شده) پیدا میشود. این عمل بسیار تجربه شده و

یكی از بزرگترین و موثر ترین دستورات در زمینه مال گمشده و دزدیده شده میباشد اگر كسی با شرایط گفته

 شده آنرا انجام دهد محال است كه به گمگشده یا دزدیده شده خویش نرسد.

منبع:وبلاگ ارغوانی ها




[ جمعه 2 مرداد 1394 ] [ 10:56 ق.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]



[ چهارشنبه 13 خرداد 1394 ] [ 09:30 ق.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]

حضرت علی اکبر (ع)؛ اولین شهید کربلا

علی ابن الحسین « علی اکبر » و ویژگیها
« علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب »، در اوایل خلافت عثمان بن عفان به دنیا آمد. وی از جدش علی

 بن ابی طالب علیه السلام روایت نموده است: مادرش« لیلی» دختر« ابی مرة بن عروة بن مسعود ثقفی » 

است.علی اکبر، در گفتار و وجاهت و تناسب اندام و خلق و خوی همانند جدش رسول خدا بوده است.


روزی معاویه از اطرافیان خود پرسید: به نظر شما چه کسی سزاوارتر است به خلافت؟ اطرافیان پاسخ دادن

د: تو. معاویه گفت: نه سزاوارترین مردم به خلافت علی بن الحسین است؛ چرا که جدش رسول خداست 

و در وی شجاعت بنی هاشم، سخاوت بنی امیه و زیبایی ثقیف موج می زند.


کنیه آن حضرت « ابوالحسن » و لقبش علی اکبر است.بنابر صحیح ترین اقوال درباره سن آن حضرت، وی بزرگترین

 فرزند امام حسین علیه السلام است. برخی سن مبارک ایشان در هنگام شهادت بیست و پنج سال نوشته اند

.از بنی هاشم علی اکبر اولین کسی است که در کربلا به شهادت رسیده است.


خواب امام حسین علیه السلام و پرسش علی اکبر
در توقفگاه قصر بنی مقاتل، امام حسین علیه السلام به جوانان خاندان خود دستور داد آب بردارند و سپس در آخر 

شب به کاروان دستور حرکت داد. امام همچنان که بر روی اسب بود، اندک خوابی او را فرا گرفت و پس از این که بیدار شد

، چند بار

 گفت:« انالله و انا الیه راجعون و الحمدلله رب العالمین »

فرزندش علی اکبر پیش آمد و گفت:« ای پدر، چرا حمد خدا به جا آوردی و « انا لله و انا الیه راجعون » گفتی؟

 »فرمود:« پسرم. لحظه‌ای به خواب رفتم و در خواب، اسب سواری را دیدم که می‌گفت:« این گروه می‌روند و مرگ

 نیز به سوی آنها می رود.»دانستم که او همان جان ماست که خبر مرگ ما را می‌دهد.»


علی اکبر گفت:« پدر جان! خداوند برای ما بدی پیش نیاورد. مگر ما بر حق نیستیم؟»
فرمود:« چرا، سوگند به آن خدایی که بازگشت بندگان به سوی اوست، ما بر حق هستیم.»
علی اکبر گفت:« پس باکی نداریم از این که بر حق بمیریم.»
امام حسین علیه السلام به او فرمود:« خدایت بهترین پاداشی که فرزند از پدر خود می برد به تو عنایت کند.»

مرگ اگر مرد است گو نزد من آی *** تا در آغوشش بگیرم تنگ تنگ
من از او عمری ستانم جاودان *** او زمن دلقی ستاند رنگ رنگ

 

مبارزات حضرت علی اکبر در روز عاشورا
علی اکبر در روز عاشورا پس از آن که از پدرش اجازه مبارزه گرفت، به سپاه کوفه حمله کرد، و چنین رجز خواند:«

 من علی، پسر حسین فرزند علی هستم. به خدا سوگند که ما به رسول خدا از همه کس نزدیک تریم. آن قدر با نیزه

 با شما بجنگم که نیزه ام خم شود.از پدرم حمایت می کنم و با شمشیر بر شما ضربتی فرود می آورم که زیبنده

 جوان هاشمی علوی است

. پسر زیاد کجا و حکم‌کردن درباره ما کجا.»


وی چندین بار بر سپاه دشمن تاخت و بسیاری از سپاهیان کوفه را کشت.روایت شده است که آن بزرگوار

با این که تشنه بود، 120 نفر را کشت. آن گاه نزد پدر آمد و در حالی که زخم های زیادی برداشته بود،

 گفت:« ای پدر،

 عطش مرا کشت و سنگینی سلاح مرا به زحمت انداخت. آیا جرعه آبی هست که توان ادامه رزمیدن با دشمنان 

را پیدا کنم؟»

 


امام علیه السلام گریست و فرمود:«آه، پسرم! اندکی دیگر به مبارزه خود ادامه بده. دیری نمی گذرد که جد

 بزرگوارت، رسول خدا، را زیارت کنی، و او تو را از آبی سیراب کند که هرگز احساس تشنگی نکنی.»
برخی از مورخان نوشته اند امام علیه السلام به او فرمود:« پسرم! زبان خود را نزدیک بیار!» و سپس زبان

 او را در دهان گرفت و مکید، آن‌گاه انگشتری خود را به او داد و فرمود:« آن را در دهان بگذار و به سوی دشمن 

بازگرد. امیدوارم که هنوز روز به پایان نرسیده، جدّت رسول خدا جامی به تو بنوشاند که هر گز تشنه نگردی.»


علی اکبر به میدان بازگشت و این رجز را خواند:« جنگ است که جوهر مردان را آشکار می سازد. درستی ادعاها

 پس از جنگ ظاهر می‌شود. به خدای عرش سوگند، که از شما جدا نگردم مگر آن که تیغ‌های شما غلاف شود.

»و همچنان رزمید تا آن که تعداد افرادی که به دست او به هلاکت رسیدند به 200 نفر رسید.


کیفیت شهادت حضرت علی اکبر
پس از حملات پی در پی علی اکبر به سپاه دشمن و کشته شدن بسیاری از آنان، دشمن از کثرت کشته 

شدگان به خروش آمده بود.لشگریان عمر بن سعد از کشتن علی بن الحسین پرهیز می کردند، ولی « مرة

 بن منقذ عبدی » که از دلاوری های او به تنگ آمده بود، گفت: گناه همه عرب بر گردن من اگر این جوان بر من

 بگذرد و من داغ او را بر دل پدرش ننشانم!


پس علی اکبر به او رسید در حالی که بر آن سپاه حمله ور بود. مرة بن منقذ راه را بر او گرفت و با نیزه ای او

 رااز اسب بر زمین انداخت، آن گروه در اطراف او جمع شدند و با شمشیر پاره اش کردند!

بعضی نقل کرده اند که مرة بن منقذ ابتدا با نیزه به پشت او زد و بعد با شمشیر ضربتی به فرق آن بزرگوار وارد کرد 

که فرق مبارکش شکافت و او دست به گردن اسب خود انداخت، ولی اسب که ظاهراً خون روی چشمانش را گرفته 

بود او را در میان سپاه دشمن برد و دشمن از هر طرف بر او تاخت و بدن مبارکش را پاره پاره کرد.


در این هنگام بود که فریاد زد: السلام علیک یا ابتاه! این جدم رسول خداست که مرا سیراب کرد و او امشب 

در انتظار توست.تو را سلام می رساند و می گوید: در آمدنت به نزد ما شتاب کن. و آن گاه فریاد زد و به شهادت رسید.

 

حضرت علی اکبر (ع),شهادت حضرت علی اکبر (ع),نحوه شهادت حضرت علی اکبر (ع

 

 امام حسین و خاندانش در سوگ حضرت علی اکبر
روز عاشورا پس از شهادت علی اکبر، امام حسین علیه السلام بر بالین فرزندش آمد، صورت به صورتش 

نهاد و گفت:« خدا بکشد گروهی را که تو را کشتند، گستاخی را از حد گذراندند و حرمت رسول خدا را 

شکستند. پس از تو خاک بر سر دنیا باد!» صدای گریه امام بلند شد، به گونه ای که کسی تا آن زمان نشنیده بود.


آن گاه سر علی را بر دامان گرفت و در حالی که خون از دندان‌هایش پاک می‌کرد، بر صورتش بوسه زد و 

گفت:« فرزندم! تو از محنت دنیا آسوده شدی و به سوی رحمت جاودانه حق رهسپار گشتی. پدرت پس

 از تو تنها مانده است، ولی به زودی به تو ملحق خواهد شد.»
در این هنگام زینب کبری با شتاب از خیمه بیرون آمد، در حالی که فریاد می زد:« ای برادرم، و ای پسر برادرم!

» و خود را بر روی علی اکبر افکند.


امام حسین علیه السلام او را بلند کرد و به خیمه بازگرداند، و به جوانان دستور داد جسد علی را از میدان بیرون 

ببرند. آنان پیکر علی اکبر را در برابر خیمه ای که در مقابل آن مبارزه می کردند بر زمین نهادند.

امام حسین علیه السلام محزون و دلشکسته به خیمه بازگشت. سکینه پیشش آمد و سراغ برادرش را گرفت. امام 

خبر شهادت او را به دخترش داد. سکینه در حالی که فریاد می‌زد، خواست از خیمه خارج شود. امام حسین علیه 

السلام اجازه

 نداد و فرمود:« ای سکینه! تقوای خدا پیشه کن و شکیبا باش!»
سکینه گفت:« ای پدر! کسی که برادرش را کشته اند چگونه صبر کند؟!»

----------------------------
منابع:
قصه کربلا، ص 332
مقتل الحسین خوارزمی، ج 2، ص 31
نفس المهموم، ص 308
ابصار العین، ص 21
لهوف، ص 48
ذریعه النجاة، ص 128
ارشاد مفید، ج 2، ص 107
الدمعه الساکبه، ج 4، ص 332.




[ شنبه 9 خرداد 1394 ] [ 03:50 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]

حکم خرید و فروش ماهواره



حکم خرید و فروش ماهواره,فروش ماهواره,خرید ماهواره

اگر خرید کالاهای وارداتی از کشورهای غیراسلامی و استفاده از آن ها باعث تقویت دولت

 های کافر و استعمارگر که دشمن اسلام و مسلمین هستند، شود و یا قدرت مالی آن ها

 را برای هجوم به سرزمین های اسلامی یا 

مسلمین در سرتاسر عالم، تقویت نماید، واجب است که مسلمانان از خرید و بکارگیری و استفاده 

از آن ها اجتناب کنند، بدون اینکه 

فرقی بین کالایی با کالای دیگر و دولتی با دولت دیگر از دولت های کافری که دشمن اسلام 

و مسلمین هستند، وجود داشته باشد و این حکم هم اختصاصی به مسلمانان ایران ندارد. (آیة الله خامنه ای دام ظله)

سوال: اگر كسی در مقابل طلبی كه دارد سفته یا براتی داشته باشد و بخواهد طلب خود را پیش از 

وعده آن به كمتر از آن بفروشد اشكال دارد؟

جواب: اگر سفته یا برات را به خود بدهكار بفروشد به كمتر مانع ندارد ولی فروش آن به غیر مدیون 

به كمتر, ربا و حرام است. (استفتائات امام (ره)، ج1، ص 176، س227)
 
سوال: حكم خرید وسایلی چون كفش و لباس و غیره از دست فروش ها در صورتی كه نمی دانیم كه این 

وسایل را از چه طریقی به دست آورده اند چه حكمی دارد؟

جواب: در صورتی كه نمی دانید از چه راهی تهیه كرده اند خرید از آنها اشكالی ندارد.

 (توضیح المسائل 12 مرجع ج2، ص224 و 225)

چند سوال از آیة الله العظمی سیستانی (مدظله):
سوال: خرید و فروش و یا استعمال فرچه مسواکی که از موی خوک فراهم شده است جایز است؟

پاسخ: خرید و فروش و حتی استعمال آن جایز است اما دهان بدان وسیله آلوده و نجس می شود

 و با بیرون آوردن و بر طرف کردن بقایای آن فرچه، دهان نیز پاک می شود.

 سوال: در مورد خرید و فروش ماهواره کمی توضیح دهید؟

پاسخ: معظم له نگهداری آن را به کسی که برخودش و یا برخی اعضاء خانواده اش

 مطمئن نیست که استفاده حرام از آن نبرد اجازه نمی دهد.
 
سوال: من در كشور كانادا زندگى مى كنم، مطمئن هستم در این شهر مسلمانان زیاد

 زندگى مى كنند و مشغول به كار هستند آیا در این صورت حتما باید مطمئن شوم گوشتى كه مى خورم صد درصد ذبح اسلامى شده است؟

پاسخ: مى توان در آن بلاد از مسلمانى كه گوشت را براى خوردن عرضه مى كند یا مى فروشد خریدارى نمود.

سوال: آیا فروشنده باید عیب موجود در كالا را به خریدار بگوید؟ در صورتى كه نگوید حكم عمل وى و معامله چه خواهد بود؟

پاسخ: اگر چه اخفاء عیب جایز نیست ولى اظهار آن لازم نیست و بعد از ظهور عیب خریدار حق فسخ معامله را دارد.

 سوال: آیا خرید وفروش ارزاق دانشگاهى كه توسط دانشگاه عرضه مى شود اشكال دارد؟

پاسخ: اشكال ندارد.

 سوال: آیا كشیدن سود بر روى قیمت جنسى كه به صورت اقساط به فروش مى رسد حلال است؟

پاسخ: اگر با ملاحظه سود، قیمت فروش معین شود و با قیمت تعیین شده فروخته شود مانعى ندارد.

 سوال: آیا فروش چك با مبلغ پایین تر از بهاى آن مثلا ً چند ماه آینده آن اشكال شرعى ندارد و آیاحلال است یا حرام؟

پاسخ: اگر چك به اِِِِِِِِِِِزاء طلبى باشد كه صاحب چك از دیگران دارد فروش آن به نقد اشكال ندارد.
 
سوال: اینكه یك فرد شغلش فقط این باشد كه جنسش را اَقساطى بفروشد و از سودى كه در 

مدت چكها مى برد ارتزاق كند آیا این شغل اشكال شرعى ندارد؟

پاسخ: مانعى ندارد.

چند سوال از آیة الله خامنه ای دام ظله:
سوال: آیا وارد کردن کالاهای اسرائیلی و ترویج آن ها جایز است؟ در صورتی که این کار هرچند بر اثر

 اضطرار صورت بگیرد، آیا فروش آن ها جایز است؟

باید از معاملاتی که به نفع دولت غاصب اسرائیل که دشمن اسلام و مسلمین است، خودداری شود 

و وارد کردن و ترویج کالاهای آنان که از ساخت و فروش آن سود می برند، برای هیچ کس جایز

 نیست و همچنین برای مسلمانان هم خرید آن کالاها به خاطر مفاسد و ضررهایی که برای اسلام و مسلمین دارد جایز نیست.
 
سوال: آیا برای مسلمانان خرید کالاهای اسرائیلی که در سرزمین اسلامی به فروش می رسند، جایز است؟

بر آحاد مسلمین واجب است که از خرید و استفاده از کالاهایی که سود تولید و فروش آن ها عاید

 صهیونیست ها که با اسلام و مسلمین در حال جنگ هستند، می شود، اجتناب کنند.

 سوال: خرید و فروش کالاهای امریکایی چه حکمی دارد و آیا این حکم شامل همه کشورهای غربی مثل

 فرانسه و انگلستان هم می شود؟ و آیا آن حکم مخصوص ایران است و یا در همه کشورها جاری است؟

اگر خرید کالاهای وارداتی از کشورهای غیراسلامی و استفاده از آن ها باعث تقویت دولت های کافر 

و استعمارگر که دشمن اسلام و مسلمین هستند، شود و یا قدرت مالی آن ها را برای هجوم به سرزمین 

های اسلامی یا مسلمین در سرتاسر عالم، تقویت نماید، واجب است که مسلمانان از خرید و بکارگیری 

و استفاده از آن ها اجتناب کنند، بدون اینکه فرقی بین کالایی با کالای دیگر و دولتی با دولت دیگر از

 دولت های کافری که دشمن اسلام و مسلمین هستند، وجود داشته باشد و این حکم هم اختصاصی

 به مسلمانان ایران ندارد.

چند سوال از آیة الله مکارم شیرازی د ام ظله:
سوال: اخیراً تهیّه و توزیع تصاویر مهیّج شهوت در شکل هاى مختلف و بعضاً به بهانه عرضه آثار هنرى و عرفانى، 

بر روى کاشیها، لباسها، کارتهاى تبریک و مانند آن، شایع گردیده است؟ نظر مبارک نسبت به موارد ذیل چیست؟ الف) 

خرید و فروش این گونه تصاویر چه حکمى دارد؟ ب) وظیفه فروشندگان نسبت به محو تصاویر مبتذل، که بر روى اجناسى 

مانند لباس، صابون، بسته هاى شیرینى و امثال اینهاست، چیست؟ ج) مزد کارگران و بنّاها در قبال نصب کاشیهایى 

که منقّش به این گونه تصاویر مى باشد، چه حکمى دارد؟ د) آیا نصب تصاویر مذکور در معرض دید افراد جایز است؟

استفاده از تصاویر مبتذل و فسادانگیز، به هر نحو که باشد، جایز نیست، و ترویج آن نیز شرعاً ممنوع است،

 و مزد گرفتن در برابر آن مجاز نمى باشد، و چنانچه بتوانند باید آن را محو کنند.

 سوال: فرش ها تابلوهایی با تصاویر زنان سر برهنه، یا رقّاصى هاى دسته جمعى بافته مى شود، همچنین

 عکس هاى مینیاتورى با همین مضامین کشیده مى شود. تهیّه، تولید، خرید، فروش و نصب آنها در منازل یا 

مغازه ها چه صورتى دارد؟

با توجّه به این که این عکس ها ترویج فساد است، تولید و خرید و فروش و نگهدارى آن اشکال دارد.

 سوال: آیا مى توان به خانواده هایى که فرزند ندارند، فرزندى بدون سرپرست (مانند کودکان سر راهى) 

تحویل داد، و در مقابل پولى از آنها گرفت؟ اگر مبلغ اخذ شده بر اساس جنس طفل، یا ویژگیهاى ظاهرى او، 

متفاوت باشد، چه حکمى دارد؟

 فروختن فرزند به هیچ عنوان جایز نیست.

منابع:
 انهار

حوزه

 اندیشه قم

تبیان

پایگاه اطلاع رسانی آیة الله خامنه ای دام ظله

پایگاه اطلاع رسانی آیة الله مکارم شیرازی دام ظله
توضیح المسائل 12 مرجع ج2




[ شنبه 2 خرداد 1394 ] [ 02:56 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]


چرا به دیگران التماس دعا می‌گوییم؟!



التماس دعا, التماس دعا گفتن,دعا,دعا کردن,دعا و نیایش,

 در حدیثى خداوندبه حضرت موسى فرمود:دعا کن،با زبانى که گناه من نکرده باشی . درباره ى

 بیمار هنگام عیادت،و شخص محتاج هنگام صدقه دادن،دستور شرعى داریم که از وى التماس دعا کنیم ؛ 

زیرا دعاى وى مستجاب است.


دعا شفا و درمان هر دردیست
علاء بن کامل مى گوید: امام صادق (علیه السلام) به من فرمود: علیک بالدعاء فانه شفاء من کل داء

.(اصول کافى ، ج ۴، ص ۲۱۷.) یعنى: بر تو باد به دعا کردن، زیرا آن درمان هر دردیست .

عن حسین بن نعیم عن ابى عبدالله (علیه السلام) قال : اشتکى بعض ولده فقال : یا بنى قل : اللهم 

اشفنى بشفائک و داءونى بدوائک و عافنى من بلائک فانى عبدک و ابن عبدک . (همان)

حسین بن نعیم مى گوید: یکى از فرزندان امام صادق (علیه السلام) اظهار دارد و ناراحتى کرد. حضرت به 

او فرمود: پسر جان ! بگو: خدایا! مرا به شفاى مخصوص خود شفا ده ، و به دوا و داروى خود مداوا فرما، 

و از بلاى خود مرا عافیت و تندرستى بخش ! چون من بنده و بنده زاده ى تو هستم .

دانشمندان روان شناس امروز به این نتیجه رسیده اند که ، توجه به خدا و اصل دعا و نیایش،

 موجب رفع بسیارى از گرفتارى ها و حتى امراض ‍ مى گردد، و اساسا بسیارى از امراض در 

محیطهایى که دعا و نیایش وجود دارد، رخنه نمى کند.

آیا دلیلى بر التماس دعاى افراد از یکدیگر داریم؟در میان مردم متعارف و مرسوم است که، همه 

از یکدیگر التماس دعا دارند، که البته منشأ این امر مى تواند به دو دلیل باز گردد:

۱. دلیل نقلى برخى از روایات ، دعا و نفرین چند دسته از افراد مستجاب است و برگشت ندارد؛ و

 نیز در این احادیث سفارش شده است :

اول : به مقام و منزلت این گونه افراد پى ببریم .

دوم : آنان را در جامعه بشناسانیم ، و مورد تجلیل و تکریم قرار بدهیم .

سوم : سعى کنیم عوامل و اسباب رضایت و خشنودیشان را فراهم نماییم ، تا درباره ى سعادت و 

خوشبختى ما در دنیا و آخرت دعا کنند.

چهارم : تلاش و کوشش نماییم عوامل دلزدگى و آزرده خاطر شدن این عزیزان و اولیاى خدا را از

 خود و جامعه بزداییم ، تا درباره ى ما نفرین نکنند.

پنجم : سزاوار و شایسته است از این بزرگواران بخواهیم تا درباره ى ما دعا کنند.

در حدیثى خداوند به حضرت موسى فرمود: دعا کن، با زبانى که گناه من نکرده باشى . چنان که

 در برخى از روایات به این مطلب اشاره شده است؛ به عنوان مثال ، درباره ى بیمار هنگام عیادت 

، و شخص محتاج و نیازمند هنگام صدقه دادن ، دستور شرعى داریم که از وى التماس دعا کنیم ؛

 زیرا دعاى وى مستجاب است. (بحار، ج ۹۳ - ۳۵۷، ح ۱۱)

دلیل عقلى: چون دعا کردن دیگرى درباره ى انسان به خودى خود از نظر شرع ، عملى مستحب

 و مفید است ، و خواهش کار سودمند و نافع هم محتاج به دستور شرعى خاص نیست ؛ بر همین

 اساس ، پس از درخواست شخص سائل ، دعا کردن در حق او به عنوان قضاى حاجت مؤمن مستحب خواهد بود.

اگر خداوند از باطن و ظاهر انسان آگاهى کامل دارد، پس چه نیاز است که ما حاجت خویش را به زبان بیاوریم؟

۱. عن ابى عبدالله: ان الله تبارک و تعالى یعلم ما یرید العبد اذا دعاه و لکن یحب اءن یبث الیه الحوائج.

(اصول کافى ، ج ۴، ص ۲۲۵.)امام صادق(علیه السلام) فرمودند: همانا خداوند از خواسته ى دعا کنندگان در

 هنگام نیایش آگاه است، اما دوست دارد خواسته هاى خود را ذکر کند.

به عنوان مثال، اگر کسى به شما کالایى هدیه کرد، هر چند آن فرد با توجه به قراین و شواهد مى داند که شما

 از این عمل او راضى و خرسند هستید، اما دوست دارد رضایت خود را با زبان ابراز و اظهار نمایید، وگرنه شما

 را در ذهن خویش فردى ناسپاس تصور مى کند. این امر در مورد خداوند نیز صادق است ؛ یعنى با اینکه خداوند 

از انسان آگاهى کامل دارد، اما دوست دارد در هنگام دعا و نیایش ، حاجت خود را بر زبان بیاورد.

۲. انسان باید همواره به درگاه خدا دعا کند، چون حدوثا و بقاء به خدا نیاز دارد و اگر یک لحظه فیض و لطف 

خدا قطع ، پوچ و نابود خواهد شد. هر چه به انسان مى رسد، از جانب خداست ، پس بنده باید این 

نیاز تکوینى و طبیعى را با زبان ابراز و اظهار نماید، و فقر و بندگى و نیاز خویش را عملا به اثبات برساند.


چرا فرزند باید در حق و مادرش، چه در حیات و چه در ممات دعا کند؟
۱. زیرا پدر و مادر در واقع اصل و سبب هستى فرزند مى باشند.
۲. نعمت تربیت از آنهاست .
۳. قائده ى شرع و عقل حکم مى کند.
۴. تبعیت از پیامبران و امامان و اولیاى خدا.
۵. سعادت و خوشبختى در دنیا و آخرت .
۶. خوشنودى و اطاعت خداوند.

آیا مؤمن باید در حق برادر مؤ منش دعا کند؟ چرا؟
از جمله حقوقى که برادران دینى نسبت به هم دارند دعا کردن در حق همدیگر است ؛ و این

 دعا کردن داراى ثمرات و برکات زیادیست؛ اول ، براى دعا کننده ، دوم ، براى دعا شنونده .

 از جمله آن فواید، مى تواند موارد ذیل باشد:

۱. خداوند دعاى دعا کننده و دعا شنونده را اجابت مى کند.
۲. روزى را فراوان مى سازد و از ناخوشى و بدى جلوگیرى مى کند.
۳. احساس مسئولیت نسبت به برادر دینى ؛ کلکم راع و کلکهم مسئول عن رعیته .
۴. جذب قلوب و ایجاد محبت .
۵. شفاعت کردن دعا شونده براى دعا کننده در روز قیامت .
۶. دعا کردن ملائکه در حق او.

منبع:tebyan.net

salat92.ir


[ دوشنبه 28 اردیبهشت 1394 ] [ 07:21 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]



[ پنجشنبه 24 اردیبهشت 1394 ] [ 08:35 ق.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]

چـرا دانه‌هـای تسبیح ۱۰۱ عـدد اسـت؟



چـرا دانه‌هـای تسبیح ۱۰۱ عـدد اسـت,تسبیح

تسبیح برای به خاطر سپردن تعداد تسبیحات است، اصل این موضوع به هر روشی ممکن است انجام شود.

 آنچه از روایات استفاده می‌شود این است که در زمان ائمه(علیه السلام) تسبیح ۳۴ دانه و

 ۳۳ دانه وجود داشته است.

1-«وَ رَوَى عُبَیْدُ اللَّهِ بْنُ عَلِیٍّ الْحَلَبِیُّ عَنْ أَبِی الْحَسَنِ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ ع قَالَ

 لَا یَخْلُو الْمُؤْمِنُ مِنْ خَمْسَةٍ مِسْوَاکٍ وَ مُشْطٍ وَ سَجَّادَةٍ وَ مِسْبَحَةٍ فِیهَا أَرْبَعٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّةً وَ خَاتَمِ عَقِیقٍ»؛[۱]

امام موسی بن جعفر(علیه السلام) فرمود: مؤمن از پنج چیز بی‌نیاز نیست؛ مسواک، شانه، سجاده،

 تسبیح ۳۴ دانه و انگشتر عقیق.

2- «قَالَ أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى (علیه السلام) لَا تَسْتَغْنِی شِیعَتُنَا عَنْ أَرْبَعٍ خُمْرَةٍ یُصَلِّی عَلَیْهَا وَ خَاتَمٍ

 یَتَخَتَّمُ بِهِ وَ سِوَاکٍ یَسْتَاکُ بِهِ وَ سُبْحَةٍ مِنْ طِینِ قَبْرِ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ ع فِیهَا ثَلَاثٌ وَ ثَلَاثُونَ حَبَّةً 

مَتَى قَلَبَهَا ذَاکِراً لِلَّهِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ حَبَّةٍ أَرْبَعِینَ حَسَنَةً وَ إِذَا قَلَبَهَا سَاهِیاً یَعْبَثُ بِهَا کَتَبَ اللَّهُ لَهُ عِشْرِینَ حَسَنَة»؛[۲]

امام کاظم (علیه السلام) فرموده است: شیعیان ما از چهار چیز بى‌‏نیاز نیستند، حصیرى که بر آن نماز 

بگزارند و انگشترى که در دست کنند و مسواکى که با آن مسواک کنند و تسبیح از تربت سید الشهداء

(ع) که داراى ۳۳ دانه باشد، هرگاه با آن ذکر بگویند خداوند برایشان در قبال هر دانه آن چهار حسنه 

مى‌‏نویسد و هر گاه بدون این‌که ذکر بگویند، با آن تسبیح بازى کنند، خداوند براى آنان ۲۰ حسنه می‌نویسد.

این دو روایت با هم منافاتی ندارند؛ و اگر جایی ۳۴ دانه گفته شده به این جهت بوده که مهره

 بزرگ رشته تسبیح را که بالای همه مهره‌ها است، ‌به حساب آورده‌اند و آنجایی که ۳۳ دانه

 ذکر شده، این مهره به حساب نیامده است؛ محمدتقی مجلسی(پدر علامه مجلسی) در این‌باره 

می‌نویسد: «سى و سه دانه اصل و یکى بر فوق همه و این تسبیح مولاة و واجب الاطاعة و المحبة 

ما فاطمه زهرا (صلوات اللَّه علیها) است؛ چون حمزه شهید شد آن‌حضرت از خاک قبر حمزه این تسبیح را 

ساختند و بعد از هر نمازى به آن تسبیح می‏کردند».[۳]

آنچه اکنون مرسوم است، تسبیحی است که سه ردیف ۳۳ دانه‌‌ای در آن وجود داشته و یک سر تسبیح و دو 

حد فاصل نیز در آن وجود دارد.

پی نوشت ها:
[۱]. شیخ مفید، محمد بن محمد، کتاب المزار(مناسک المزار)، محقق و مصحح: ابطحى، محمد باقر، ص ۱۵۲، کنگره جهانى هزاره

شیخ مفید، قم، چاپ اول، ۱۴۱۳ ق.‏
[۲]. شیخ طوسى، محمد بن حسن، ‏تهذیب الأحکام، محقق و مصحح: موسوی خرسان، حسن، ج ۶، ص ۷۵، دار الکتب

الإسلامیة، تهران‏، چاپ چهارم، ۱۴۰۷ ق‏.
[۳]. مجلسی، محمدتقی، لوامع صاحبقرانی مشهور به شرح فقیه، ج ۳، ص ۴۴۳، مؤسسه اسماعیلیان، قم، چاپ یوم، ۱۴۱۴ق.

منبع:www.salat92.ir





[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 07:40 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]

چرا قرآن کریم به زبان عربی و در عربستان نازل شد؟



چرا قرآن کریم به زبان عربی است,قرآن کریم

چرا قرآن کریم به زبان عربی است؟

برای جواب به این سوال، نکاتی را که متناسب با مورد توجه قرار دادن دو ویژگی:

الف: ویژگی های خاص منطقه ی شبه جزیره ی عربستان

ب: خصوصیات منحصر به فرد زبان عربی است، بیان می کنیم:

1: منطقه ی شبه جزیره ی عربستان، محل پرورش و توسعه ی ادیان و شریعت های مختلف بوده  است.

2: خانه ی کعبه به عنوان یکی از بزرگترین مکان های مقدس، در این منطقه بنا شده است.

3: بدیهی است زمانی که قرآن کریم بر مخاطبین عرب زبان، نازل شود، باید با زبانی 

هماهنگ با آنان باشد و اگر غیر از این بود، این سوال جا داشت که گفته شود چرا قرآن

 به زبانی هماهنگ با مخاطبین اش نازل نشده است.

« وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلَّا بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِیُبَیِّنَ لَهُمْ فَیُضِلُّ اللَّـهُ مَن یَشَاءُ وَیَهْدِی

 مَن یَشَاءُ وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَكِیمُ [ابراهیم/4] و ما هیچ پیامبرى را جز به زبان قومش

 نفرستادیم تا [بتواند به وسیله آن زبان ، پیام وحى را به روشنى] براى آنان بیان كند.

 پس خدا هر كس را بخواهد [به كیفر تعصب و عنادش] گمراه مى‏كند ، و هر كس را بخواهد هدایت مى‏نماید، و او تواناى شكست‏ناپذیر و حكیم است ».

4 : دسترسی منطقه ی عربستان به جاده ی ابریشم، نقش بسزایی در تبادل افکار و عقاید را ایفاء می کرده که در نتیجه ی آن ترویج و گسترش دین اسلام را به سایر نقاط به همراه داشته است.

بدین جهت، بدیهی است زمانی دین مبین اسلام می توانست سراسری و جهانی گردد که، 

ابتدا این دین در منطقه ی بعثت پیامبر، مورد قبول واقع شود و عرب ها به آن ایمان آورده 

باشند و سپس بعد از آن انتظار گسترش به باقی مناطق را داشت.

5 : زبان عربی یکی از وسیع ترین و کامل ترین زبان ها از حیث لغت و واژگان است.

زبان شناسان عقیده دارند كه زبان عربى داراى امتیازاتى است كه در سایر زبان ها نیست ؛ 

قواعد آن قیاسى تر از سایر زبان هاست. اشتقاق كلمات و واژه هاى آن بیش از سایر زبان هاست.

براى مثال افعال در زبان عربى به جاى شش صیغه، چهارده صیغه دارند; تمام اسم ها 

مۆنث و مذكر دارند و افعال و ضمایر و صفت ها مطابق آن ها مى باشند. دستور زبان و علم

 فصاحت و بلاغت آن نیز، این زبان را از دیگر زبان ها ممتاز مى سازد; از این رو در باره ى

 زبان عربى قرآن، می فرماید:نزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِینُ ، عَلَى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنذِرِینَ ،

بِلِسَانٍ عَرَبِیٍّ مُّبِینٍ (شعرا آیه 193- 195) نازل نمود جبرئیل امین بر قلب تو به زبان عربی آشكار .

در روایتى آمده است:
«یبیّن الألسن و لا تبیّنه الألسن(اصول كافى، ج2، ص637، كتاب فضل القرآن) عربى فصیح، 

از واژه ها و ساختارى برخوردار است كه گویایى دیگر زبان ها را دارد، در حالى كه زبان هاى 

دیگر گویایى زبان عربى را ندارند».

در تفسیر نورالثقلین در تفسیر “بلسان عربی مبین”‌ شخصی به نام حجال از امام صادق

(علیه السلام) سوال نمود. ایشان فرمودند: یعنی آن زبان ها را روشن می کند و آن را زبان ها

روشن نمی کنند.( نورالثقلین: ج 4، ص 65، فصلت، آیه 44)

6 : زبان عربی، زبان اهل بهشت نیز معرفی شده است. حضرت رسول صلوات الله علیه می فرمایند:

«اُحبُّ العربَ؛ لثالث، لأنّی عربی والقرآن عربی و كلام اهل الجنة عربی،[ محمد حسین طباطبائی،

 المیزان فی تفسیر القرآن، ج 17، ص 545] یعنی من عرب را به خاطر سه چیز دوست می دارم: 

اول این كه خودم عرب هستم، دوم این كه قرآن عربی است، و سوّم این كه زبان اهل بهشت عربی است ».


7 : شیوایی و رسایی این زبان به حدی است که می توان بدون ابهام ، مقصود خود را بطور واضح 

و روشن به مخاطب فهماند. چنانچه خداوند نیز در کلام خود می فرمایند:

« قُرْآنًا عَرَبِیًّا غَیْرَ ذِی عِوَجٍ لَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ (زمر/28) قرآنى است گویا و روشن بدون هر گونه انحراف و كژى، 

براى اینكه [در سایه تعالیمش از شرك ، عصیان و فساد] بپرهیزند.»

8- با توجه به حكیم بودن خداوند و این كه او خالق و معلم زبان انسان هاست و مرتبه هاى استوارى و 

كیفیت زبان ها را مى داند، نازل شدن قرآن به زبان عربى چیزى جز مقتضاى مصلحت و حكمت الهى نیست.

كِتابٌ أُحْكِمَتْ آیاتُهُ ثُمَّ فُصِّلَتْ مِنْ لَدُنْ حَكِیم خَبِیر;( هود، آیه 1) این كتابى است كه آیاتش استحكام یافته،

 سپس تشریح شده، از نزد خداوند حكیم و آگاه - نازل گردیده است.

 نکته ی آخر:
قرآن کریم درباره ی مشرکانی که این چنین سوالاتی را به قصد شبهه افکنی بیان می کنند، می فرمایند:

« وَلَوْ نَزَّلْنَاهُ عَلَىٰ بَعْضِ الْأَعْجَمِینَ  فَقَرَأَهُ عَلَیْهِمْ مَا كَانُوا بِهِ مُۆْمِنِینَ [شعراء/198-199] اگر آن را بر 

برخى از غیر عرب‏ها نازل كرده بودیم، و او آن را بر عرب‏ها مى‏خواند ، باز هم به آن ایمان نمى‏آوردند!».

منابع:
rqoran.mihanblog.com
porsemanequran.com




[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 07:38 ب.ظ ] [ سید امید مرتضوی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Weblog Skin :.

تعداد کل صفحات : 12 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ


بهترین و بروزترین سایت موضوعات دینی *
.
"Salat92" به هیچ ارگــان و گـروهی وابسته نبـوده و صرفــا
بمنظور بهبود
روند موضوعات احکام دینی کشور
و ارائه خدمات فرهنگی و مذهبی به
ایرانیان عزیز مشغول فعالیت می باشد.
.
شروع فعالیت سایت :
1392.8.1

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب


kaj tasavir کد کج شدن عکسها در وبلاگ